X
تبلیغات
♫㋡♥♂♀دُخــمــَـلـی جــُـونــْ㋡♥♂♀♫√































♫㋡♥♂♀دُخــمــَـلـی جــُـونــْ㋡♥♂♀♫√

ღ ♫㋡♥♂♀♫××لـــوس لــــوســـی××㋡♥♂♀♫ღ ♫√

ایـــن وِبــلــآگــ تــَعــطــیــل شـــُد

http://dokhtare-sheytun.blogfa.com

♂♀ღ آنیساღ ♂♀ |11:54 | چهارشنبه نهم شهریور 1390 |

ســـــــــــــــلـــــامـــــــــــــــــــــــــ

خـــوبــیــن؟کــی حــوصــلــه ی آپـــ کـــردن رو داره آخـــه اه

فــقـــطـــ مــیــخــوامـــ بــگــمـــ کــه مــآمــآنـــمـــ ایــنـــآ ۴ روزه دیــــگـــه مــیــآن

خُــــدارُشُــکــرای جـــآتــون خــآلــی مــآمــان بــزُرگــمــ دیــگــه نــزدیــکــه ســکــتــه کــنــه

فــقــطــ ازدســتــه مــن وآجــیــمـــ و دادامـ ـ ـ 

دادامـــــ رو دیـگــه نــگــــو اصــلــا خــونــه نــیــس :دی

خــوش بــه حــالِ جــی اِفــِش :دی

مــن ُ آجــی هــمــ فــقــط پــای کــآمــپــیــوتــر و لــپ تــآب هـســتــیــمـ :دی

گــآهـــی هــمــ مــیــریــمـــ بــه پــیــســتــ ;)

گــآهــی هــمــ نــگــیــمــ هــرروز امـروز هــمــ اونــجــآ بــودمــ کــه خــیــس شــدیــمــ زیــره بــآرون

وای هـیــچــی بــه یــآدمــ نــمــیــاد بــنــویــســمـــــــ

پــــس BYE

http://galeb-dokhmali.blogfa.com

..........................................................................................................

فی فی نالاحت نوشت:چــرا همه بی معرفت شدن؟؟

فی فی خوشحال نوشت: امروز خیلی خوشحالم که به شُما ربطی نداره

فی فی نوشت:قربونه با معرفت هــــآ

♂♀ღ آنیساღ ♂♀ |23:36 | شنبه پنجم شهریور 1390 |

بچـــه هـــآ باعرض سلام و بدبختی من میگم که مسافرت بی مسافرت

آخه کیو دیدین که یه دختر ۱۴ ساله باشه بره مکه؟؟

باو خو من نمیخوام از الان حاج خانوم شم

آخه میگن رفتی مکه اومدی دیگه نباید موهاتوو... اینارو بیرون بذاری

آخه من تحملشو ندارم خدارو شکر مامانم و مامان بزرگم بابامو راضی کردن که من دادام و آجیم نریم

مامانم اینا فردا میرن ای جانم خونه سه تایی قاطی میکنیم

ای جانمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

آدرس وبــِ قالبهام اینه

 

http://galeb-dokhmali.blogfa.com

 

هر کی خواست بره از قالبهام برداره و استفادشو بکنه

BYE

♂♀ღ آنیساღ ♂♀ |16:53 | پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390 |

سلام مگه میشه این آنیسا خول ومعتاده نت از وبلاگش دست بردار شه؟؟

 

بخاطره وبم شب و روز گریه میکردم راستی هر کی رمزه وبم رو پیدا کرده خیلی نامرده الان عوضش

کردم منم غصه میخوردم که چرا دوستام محلم نمیذارم

ولی فداتون شم شما اومدین نظر دادین یه کسی هم اونارو تایید میکرد!!

 

 

♂♀ღ آنیساღ ♂♀ |11:38 | جمعه سی و یکم تیر 1390 |

سلام خوبین خوشی چه خبلا؟؟Yatta

من خوب بودم الان بد شدم وااااااااای از دست این بلاگفا۳بار آپ کردم پرید همه چی هم

ازیادمــــ رفتhysteric.gifبگذریم بریم سراغ خاطراتمـــ

من به پیست نمیرفتم نمیدونم مامان و بابام هرروز مخالف بودن بریم پیست اما دیروز به زور بردن

اه منم به یواش رفتن عادت ندارم باید سرعت برم

حالا من یواش میرفتم منو مسخره میکردنconnie_wimperingbaby.gifاگه سرعت میرفتم چون مانتومو باد میوزید

بالا میآورد پسرای که از بیرون نگا میکردن میگفتن ماشالله

خدایا یه خواهش::بابام چی میشد یه ماهش بمونه اوووووووووه۴سال مونده تا بازنشست شه::

میدونین اینو واس چی گفتم؟؟برااینکه مال ۴سال دیگه کلا از ایران میریم

به به بعده ۴سال میتونیم آزاد بگردیم هوووووووووووورررررررااااا

خو حالا بگین تو پست چی شد؟؟؟

من یه گوشه نشستم دارم آهنگ گوش میدمــ

عطا زنگ زدمیگه کجایی؟میگم نشستم یه گوشه ی پیست دارم آهنگ گوش میدم میگه منم بیام؟؟

میگم خوددانیحالا تو تعجب مونده بیچاره نمیدونه چی بگهبیشعور پشت سرم بود

مم نمیدونستم یهو قلقلکم داد اوه آقا من جیغ زدم نمیدونین که صدام کجاها رفت همه

 به من و عطا نگاکردنوااااااا مردم از خجالتی البته ماها تو پیست مثل داداش و آبجی هستیم

واقعا راس میگما

حالا بیخی من به عطا گفتم زود گم شو آبروم رفت من بلند شدم به اسکیت رفتنم دیدم اومده تو

اسکیت هاشو به پاش میکنهاومده میگه میای باهم برونیم؟؟؟میگم موافقی بریم بالای رمپ

میگه چرا نه بریم

حالا مادست به دست دادیم وااااااااای  مامانم اینا نگام میکنن به مامان اشاره کردم گفتم

یادم میده استاده

حالا ماباسرعت اومدیم ورفتیم بالای رمپ وقتی میومدیم پایین دوتا دختره اسکول جلومون وایسادن

آقا اونورم کوشولو کوشولو بچه ها بودن منم گفتم حالا که اینطور شد من خودمو میزنم به این دوتا اسکوله

زدم له شدنمنم وایساده بودم نه افتادم نه چیزی بیچاره داشت رانی میخورد زهرمارش کردم

عطا هم افتاده بود روی زن بیچاره زنهتازه وارده میخواد اسکیت روندن بلد باشه که عطا لهش کرد

عکس عطارو تو ادامه ی مطلب گذاشتم

حالا رفتن عطارو بلند کردن منم میخندمبچه ها ۲ساعت که گذشت ساعت ۱۰ شب شد

وااااااااای برقها رفتن موندیم تو تاریکی انقدر حال میداد همه صدای میمون در میآوردند منم جیغ میکشیدم

دیدم عطا زنگ زد میگه کجایی میگم رو کله ی تومیگه اه بگو بینم اینجا همه پیشه بی اف هاشونه

گفتم کجا هستم اومد بهم رانی و ساندویچ داد نه مر۳۰ بگم نه چیزی گذاشتم تو کیفم

بعدش باهم دیگه حرفیدیم توتاریکی

خو بعدش برقها اومدن همه میگن اه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه  همش صدای پسرای شلوغ بود

همین که اومد ۵دقیقه دیگه رفت نمیدونم برقها چشون شده بود چرا میرفتن میومدن خو همین دیگه بابام

صدام زد رفتمـgirl_cray.gifآخه ساعت ۱۱ بود ما ۱شب میرفتیم girl_cray.gif

بیخی از اونجا رفتیم به غذاخوری من جوجه کباب خوردمــ اون یکی ها هم کباب

اه انقدر کباب خوردم دیگه بدم میاد

بعدش اومدم خوافیدمــ الانم بیدارشدم دارم بااجازتون آپ میکنم وتمومیدم

خداروشکر اینبار آپ کردم نپرید

از این به بعد زود زود میآپم۱۰۰نشه قبول ندارم هاااااا

فهلا بابای

 

 


ادامه مطلب
♂♀ღ آنیساღ ♂♀ |9:40 | سه شنبه بیست و هشتم تیر 1390 |

سلام بچه اصلا حالم خوب نیس از دست این آیناز بچه شما دیدین دیگه قالهای منو؟؟ من کی قالبهای اونو به اسم خودم کردم؟

بچه ها کلی بهم فحش داد دوستاشم منو باور نمیکنن بهم میگن جنده  وکسخول بهم میگن دزدبه من گفت ترکه خرهconnie_wimperingbaby.gif هیچ وقت

نمیبخشمش اون به من تهمت زد و هم چنین توهین کرد بچه ها منم بهش گفتم یتیم آخه اون بهم

 گفت من دزدمــ بعدش هم گفت حسودیشو میکنم اینم ادرس وبشhttp://bahare-ma2ta.blogfa.com/

واقعا اگه کسایی برن بگن من دزد نیستم خیلی دوسشون میدارم فقط بگین که من دختر دزد و مثل اون

پست نیستم خیلی دوستون دارم هوارتا

 

حالا یه خبر خوش برای کسایی که میگفتن من باعطا دوست شم

 من باز با عطا دوست شدم اینبار نمیذارم منو اذیت کنه واقعا باورتون میشه ۵۳تا شرط گذاشتم باهام باز

میخواست بمونه؟؟؟واقعا که هر روز نزدیک ۱۰۰تا پیام واسم میده دیروزواسم کادو گرفته بود یه ساعت

بود وااااای نگین انقدر خوشمل بود دستش درد نکنه یه عالمه بوس واسش

ففاش جم من الـــخی خو جی کال کنم دوچش دالــــمــ بهنظرم خیلی مهلبون شـــدههررزو تو پیام

میگه خاک توسرمــ منو ببخش دوستی مثل توروداشتمو قدرتو ندونستم اما حالا میدونم فقط ببخش منومنم

 قبول کردم چون خیل از دوستا نتیم اینو واسم میگفتن راستی اسم من فاطــمــه هست من اسم آنیسارو دوست دالم و گذاشتم آنی خیلی هاهم توپیست اینا آنی صدام میزنن خلاصه دیه حلفی برا گفتن ندالم ایناز

 اگه این آپ رو میخونی بدون که خیلی بدی اون شکلک ها هم مال تونیستن تو هم زفتی ازسایت اینو اون

 برداشتی آوردی خجالت بکش

که تواین سن و سال داری بامن دعوامیکنی من عمرا نمیبخشمت دوستاتو هم بردار بزن توسرت خو

دوست جونیا من فعلا عرضی ندارم فقط میخواستم عطا خوشحالم کرد این آیناز خانوم خر هم منو غمگین

کــرد دوست دارین من غمگین شمـــ؟؟دوست دارین آیناز به من تهمتـــ بزنـــه؟آیــا؟؟؟؟

دوستون دالمـــ هوااااااااااااااااااارتـــــــــــــــــــــــــا بوس فهلا بابای.

 

♂♀ღ آنیساღ ♂♀ |16:45 | شنبه بیست و پنجم تیر 1390 |

افــتــتــاح شدبچه ها از این به بعد هرروز قالب میسازمــ

اسم من فاطمه هست 

بچـــه ها جو گیــرشدمـــنمـــیدونـــمــ چــم شده

 

این آدرس وبلاگ قالب هامه برین نگـــا کنــیــن هــرکی نظر نده...

 

http://galeb-titi-fifi.blogfa.com/

 

 آنــیــســادخـمــلــی جــونآنــیــســادخـمــلــی جــونآنــیــســادخـمــلــی جــونآنــیــســادخـمــلــی جــونآنــیــســادخـمــلــی جــونآنــیــســادخـمــلــی جــونآنــیــســادخـمــلــی جــونآنــیــســادخـمــلــی جــونآنــیــســادخـمــلــی جــون

♂♀ღ آنیساღ ♂♀ |1:48 | دوشنبه بیستم تیر 1390 |

قـــــابل توجــــه دوستـــــ جونیــــــامـــــ تو ادامـــه ی مطــــلبـــ لوگـــوهایــــی که ساخــــتمــــ رو گذاشتمـــ

نوشته شده درساعــــت:...نمیدونمـــ ولی تاریخشو میدونم :۵/۴/۱۳۹۰


ادامه مطلب
♂♀ღ آنیساღ ♂♀ |10:44 | جمعه سوم تیر 1390 |

بــچـــه آخـــرش قالب ساختــــن رو بلـــد شدم

 

قــالــب هارو میسازم ویه وب میسازم وقالب هامو تواون جا میذارم

 

راستی قالب سفارشی هم دارم هر جورکه شما بگین اما۸تومن

 

هست  لـــوگـــو هم ۲ تــومــنــه بچـــه ها بعضی ها ۱۰ تومن میگیرن اما من ۸تومن

 

فعلا بابای.

♂♀ღ آنیساღ ♂♀ |23:38 | پنجشنبه شانزدهم تیر 1390 |

سلام و درود خـــدا بر دوست جونیـــام

 

خوفیـــن خوشــیــن؟

 

من کــه تــوپــه توپــم

بچه ها قرار بود هفته ی بعد یکشنبه بیام دیروز اومدم اونم ساعت۴صبح رسیدیم

 

بد بخت شده بابائیم قربونش آخ فداش بشم الهی لبای بابام انقدر نازه الان دلم میخواد بغلش کنم و ماچ آبدار بکنمش

الان بابائیم تو اداره هست بیچاره ۱ساعت خوابید و بیدار شد رفت به بانکــ

قربونش برمــــ من الهـــــــی

 

بیخی بچه ها چــرا عطا این کارو بامن میکنه؟؟

سه شنبه زنگ زد واسم گفت که من تورو دوست دارم ببخش گوه اضافی خوردم من به وجودت نیاز دارم

بخاطرتو با بابام و مامانم حتی باعلیرضا و خواهرش منا دعوا کردم

منم گفتم منظورت چیه چرا زنگ میزنی اذیتم میکنی؟؟؟؟

 

میگه آنیسا چرا نمیفهمی من بی تو نمیتونمــ میمیرم تورو خدا منو ببخش

 

میگه همه چیرو به یادت بنداز هر شب به همدیگه اس میزدیم با هم دیگه حرف میزدیم اون همه خاطرات

چی شدن؟؟

من دارم آب پرتقال نوش جون میکنمــ و میخندم و حرصش میدمــ

امــا بهم چیزی نمیگه تف به صورتش بازم دوسش دارمــ

امــا نمیدونمـــ چیکارش کنمــ

بچه ها بیخی یه چیزی شد باز تو این پست واستون مینویسم

     شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآ                  شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآ

 

         دُخْــمــَلــی جــون نــِوِشْتــْ:  چــرا دو نفر ۲۶تا کامنت گذاشتن؟؟؟؟؟

         دُخْــمــَلــی جــون نــِوِشْتــْ:اگـــه هرکـــی تو پست ثابت کامنت بذاره از لینکام میپاکمش

         دُخْــمــَلــی جــون نــِوِشْتــْ:بعضیا منو ازیاد بزدن چرااااا؟؟آیــابدی کردمــــ؟

         دُخْــمــَلــی جــون نــِوِشْتــْ:اونایی که یادم نبردن دوسشون دارم هوارتــــا

         دُخْــمــَلــی جــون نــِوِشْتــْ:من به کیا باید لوگو میساختم؟

                واقعا بچه ها مغزم پوکیده یادم رفته بیایین بگین درست کنم

♂♀ღ آنیساღ ♂♀ |13:45 | پنجشنبه شانزدهم تیر 1390 |